تبلیغات
نیشخند (جایی برای خنده) - 210 اصطلاحات و لغات مشهدی بدون سانسور...
لطفا با قدری نیشخند به همراه کمی پوزخند با چاشنییه لبخند وارد شوید

210 اصطلاحات و لغات مشهدی بدون سانسور...

26 مرداد 93 12:45

نویسنده : جواد

1- مُو = من

2- یَره = یاره ؛ اقا ؛ خطاب به کسی که با اون رفیقی و رودربایستی نداری

3- ناردِشُر = لوله هایی بود که با حلبی درست میکردن و اب بارون رو از روی پشت بام ها به پایین و توی پیاده رو ها هدایت میکرد ..

4- علی لُمبَك = الا كلنگ

5- چُمبه = چاق

6- چلاس = کسی که دایم حرص میزنه برای خوردن و سیرمونی نداره…!

7- پلَشت = کثیف

8- ناشور = نَشُسته ؛ الوده

9- کُخ = به هر نوع حشره ای که پرواز نمیکنه اطلاق میشه

10- سَرکُن = مداد تراش

بقیش تو ادامه مطلبه...

11- میلان = كوچه

12- پیشینگ = پاشیدن اب به روی کسی یا چیزی

13- جُل جُل = تکان تکان خوردن ؛.وول خوردن

14- سُر سُر = در گوشی حرف زدن ؛ اروم با کسی حرف زدن

15- مِس مِس = لفت دادن ؛ طول دادن

16- فِس فِس = معطل کردن بدون دلیل مهم

17- مُدمُد = حرکت منقبض شدن کون مرغ و خروس…!!

18- لِخ لِخ =کسی که پاهاش رو به زمین میکشه و راه میره…!

19- قَره کی = با دست یا انگشت لمس کردن ماتحت یه نفر ؛ انگول کردن…!!

20- قِرشمال = کولی

21- چُغُک = گنجشک

22- کِلپاسه = مارمولک

23- دُل = نوعی سطل که با لاستیک سیاه درست میشه با دسته اهنی و بیشتر برای اب اوردن و یا خارج کردن خاک چاه استفاده میشه..

24- غجمه = انگور دانه شده

25- توشله = تیله

26- شِرشِره = کاغذ های باریک رنگی که برای تزیین به کار میرود

27- موساکوتقی = پرنده ای شبیه یاکریم

28- چُغُلی = شکایت کردن از یک نفر ( اگه چُغُلیته به بابات نِکِردُم…! = یعنی اگه وقتی بابات اومدم شکایتت رو بهش نکردم…! )

29- چغَل = سفت ؛ بد گوشت ؛ محکم

30- جیر دادن = جر زدن ؛ تقلب کردن

31- گاو ؛ گذر ؛ پندیل = نوعی بازی بچه ها

32- اّپارتی = دریده ؛ بیشرم ؛ لقبی که بیشتر برای دختر بچه های پررو بکار میرفت توسط مادرشان

33- کُخ دِری…؟ = کرم داری…؟ ؛ مرض داری …؟

34- چوله غِزَک =مترسک بد قیافه سر جالیز ؛ به کسانی اطلاق میشه که خودشون رو به نحو ناجوری از نظر پوشش یا ارایش درست کرده باشند..!

35- مارموسو = مارموز؛ بدجنس ؛ موذی

36- مَقبول = قابل قبول ؛ قشنگ

37- کِلّه وَنگ = درگیر ؛ مشغول کاری بودن به نحو نامتعارف

38- خِفتی = گردنبند

39- چوری = اَلنگو

40- پلَنگ دِماغ = کسی که زود بهش برمیخوره و ناراحت میشه از حرفی یا عملی

41- دولَّخ = گردو خاک کردن

42- چینگ = نوک پرندگان

43- لِمَشت = کثیف ؛ کسی که به کثیفی دست و صورت خودش اهمیتی نمیده

44- اَلِفش = چسبناک ؛ نوچ ؛

45- دِلَنگون = اویزون ؛ وصل شده

46- چُخت =سقف

47- خِلّ = اب دماغ

48- ناخون جلّه = نیشگون

49- خُش = مادر زن

50- خُسُر = پدر زن

51- شیکَم تِغار = به ادم پرخور اطلاق میشه که شکمش عین تغاره

52- قُرمَست = پر جنب و جوش ؛ شلوغ کار

53- سَقه سِنده بُر = حکایت از سوز و سرمای بی حد

۵۴- اّلولو پوستینی = این هم برای ترساندن بچه ها میگفتن و منظورشون لولویی بود که پوستین پوشیده

۵۵- کُسخُل مالیاتی = اصطلاحی برای ادمهایی که کارهای غیر عاقلانه انجام میدن و هیچ هزینه ای هم بابت این کارها پرداخت نمیکنن…!

۵۶- خارانو = خارپشت

۵۷- سیبیست = گیاه تازه یونجه

۵۸- پور چَنه = پر حرف

۵۹- پور باد = کسی که قهر کرده ؛ کم توقعیش شده و قیافه گرفته

۶۰- بَد دماغ = کسی که زود از هر چیزی میرنجه

۶۱- وسنی = هوو

۶۲- اّق میرزا = شوهر خواهر

۶۳- شِلار دادن = با ناز و اَدا راه رفتن

۶۴- تَنَسگل = میوه ای شبیه زردالو اما با رنگی عین هلو و طعمی شبیه شلیل

۶۵- اَخکوک = زردالوی نارس

۶۶- اُوجیه = برداشت محصول بعد از برداشت اصلی…! یعنی مثلا یه زمین رو که سیب زمینی کاشتن وقتی صاحب زمین سیب زمینی هاش رو در میاره یه عده از بچه ها میرن و اون سیب زمینی هایی که از چشم صاحب زمین دور مونده رو از زیر خاک درمیارن و متعلق به خودشونه…!

۶۷- گنده گوزی = بلند پروازی

۶۸- بوزُنقُره = خارپشت های بزرگ با تیغ های بلند ( شک دارم البته )

۶۹- ک... ناشور = عوضی ؛ کسی که دره کونش گهیه …!!

۷۰- هَوَنگ = هاون

۷۱- دِمبَز = وسیله ای چوبی شبیه برانکار که دوتا دسته از جلو داره و دوتا دسته از عقب و وسطش هم سبدی گود و بزرگه که از چوب ارغوان بافته شده و بیشتر برای حمل خاک و کود استفاده میشد…!

۷۲- سُمارُق = قارچ خوراکی

۷۳- خاگینه = خوراکی با تخم مرغ و کمی ارد و روغن

۷۴- چراغ بَرات = شب های نیمه شعبان که به دیدار مردگان میرن و خیرات میکنن

۷۵- روغن جوشی = نان های روغنی که مخصوص شب های چراغ برات هست و روی اون شکر میپاشن و خیرات میکنن

۷۶- خِطاب = این هم نوعی نان روغنیست که وسط اون رو با سیب زمینی پخته پر میکنن تقریبا شبیه پیراشکی

۷۷- کِله پا = زمین خوردن

۷۸- سارُق = پارچه ای که داخل ان چیزی میگذارند و گره میزنند

۷۹- یک قُل دوقُل = نوعی بازی با سنگ های ریز

۸۰- سَربَرق = جایی که جلوی اب جوی رو میبندن

۸۱- سوسه امدن = خبرکشی ؛ اتش بیاری معرکه

۸۲- کِلون = کلان؛ بزرگ

۸۳- اّق بابا = بابای بابا

۸۴- قیسی = میوه خشک شده و در مشهد بیشتر به توت خشک میگن قیسی

۸۵- کُنده = چوب

۸۶- پرواز = چوب های تخت و یک اندازه ای که قدیم برای پوشش سقف استفاده میکردند و فواصل بین چوب های گرد بزرگ که به جای اهن بکار میرفت رو پر میکرد و بعد روی اون حصیر مینداختن و خاک میریختن روش و کاه گل میکردن

۸۷- خِشتَک = شلوار راحتی و به قسمت میانی شلوار هم گفته میشه ( خشتک پاره )

۸۸- مُستِراب = مستراح

۸۹- خِلا = مستراح

۹۰- چاخو = کسی که کارش خالی کردن چاه مستراح بود و جزو بدترین کارهاست که قدیم با سطل انجام میدادن

۹۱- هی الخ = یعنی هی گاو، نفهم، بیشعور

۹۲- طاس = کاسه فلزی

۹۳- اوشتولی = شوتولی؛ معمولا در توشله بازی کسانی که بازی رو نگاه میکردن وقتی یک نفر برنده میشد از اون توشله ای مفت بعنوان اوشتولی دریافت میکردن… در قمار هم همینطور

۹۴- قیماق = خامه بسته شده روی شیر

۹۵- ناسَن = یکدفعه؛ یهو

۹۶- واز = باز

۹۷- شاپورو = شاپرک

۹۸- کونِش مَست رفته = کنایه از کسی که سرخوش است

۹۹- فالی = نوعی شیرینی که بچه ها اون رو میفروختن و باریک به صورت دایره وار توی روغن برشته میشد و بعد اون رو داخل شبره می انداختن تا شیرین بشه

۱۰۰- کوتی = فالی های شکسته ای بود که فالی فروش کنار سینی اش میگذاشت و به صورت یکجا میفروخت

۱۰۱- کاغذ باد = بادبادک

۱۰۲- سِنده سَگ = گه سگ

۱۰۳- در تُمبه = درب پشت بام

۱۰۴- قُروت = نوعی کشک خشک

۱۰۵- بو قُروت مِده = کسی که بخواد چیزی رو از کسی کش بره میگه اون چیز بوی قروت میده

۱۰۶- جواری = بلال ؛ شیر بلال

۱۰۷- نِسَر = شب سرد

۱۰۸- ماشو = صافی

۱۰۹- چلو صافی = سبد چوبی که برنج را بوسیله اون ابکش میکنن

۱۱۰- میرکُر کرُم = مایع قرمز رنگی برای ضد عفونی کردن زخم

۱۱۱- کون لَقِش ؛ کونِ قورتِش =اصطلاحی به معنی اینکه ولش کن هر غلطی میخواد بکنه بذار بکنه..!

۱۱۲- مازولاق = وسیله ای برای بازی که مهارت خاصی را لازم داشت و اون رو پرت میکردن روی زمین و مثل فرفره میچرخید…!

۱۱۳- سطل خاک = سطل زباله

۱۱۴- مانور = پز دادن ؛ مانوری = کسی که به هر چیزیش پز میده و به رخ میکشه

۱۱۵- اّشمال چینی = دستمال کشی؛ خ….. مالی

۱۱۶- چُسان فُسان = به خود رسیدن؛ ارایش ؛

۱۱۷- تُخمی = به درد نخور

۱۱۸- ایساخ = اینطور

۱۱۹- کال = جایی خاکی و گود

۱۲۰- کاریز = قنات

۱۲۱- گنبذ = گنبد

۱۲۲- واحد = اتوبوس

۱۲۳- کِلَف = گاز زدن

۱۲۴- بانکه = ظرفی شیشه ای با دهانه ای گشاد که معمولا برای ترشی انداختن استفاده میشود

۱۲۵- خیزه = کشوی میز

۱۲۶- چَخ چَخی = تعریفی؛ باحال ؛ مشتی

۱۲۷- فلان و پَشمدان = فلان و بیسار

۱۲۸- نارنجَک = شیرینی خامه ای گرد

۱۲۹- پاتروم = سرپیچ لامپ

۱۳۰- کُلاج = کسی که چشمش چپ یا لوچ باشد

۱۳۱- وَرچُپه = برعکس

۱۳۲- کیس = کیک ؛ کلوچه

۱۳۳- لَخه = کهنه ؛ پاره

۱۳۴- قِله = روستا ؛ قلعه

۱۳۵- خُردو = کوچک ؛ ریز

۱۳۶- غُردَبه = کج و کوله

۱۳۷- یاد داشتن = بلد بودن

۱۳۸- تارت و پارت = پخش و پلا

۱۳۹- اَجیر = سر حال

۱۴۰- فِنت = واشر لاستیکی تیوپ دوچرخه

۱۴۱- قِلِفتی = یک جا

۱۴۲- غُطه = اب تنی

۱۴۳- قَرقَر اسمون = اون دور دورها وسط دل اسمون

۱۴۴- سِرشک = پودی که با اب قاطی میکردن و میشد یک نوع چسب برای چسباندن کاغذ و مخصوصا درست کردن کاغذ باد

۱۴۵- بیلاخ = انگشت شصت را به طرف نشون دادن ؛معنی خوبی نمیده…!!

۱۴۵- برفِست = بفرست

۱۴۶- ببست او چینگته …!! = ببند دهنت رو

۱۴۷- قُرُمدَنگ = ناکس ؛ نالوطی

۱۴۸- سِه جلد ؛ سِه جلت = شناسنامه

۱۴۹- تَسگره ؛ تذکره = گذرنامه

۱۵۰- ماست خیکی = ماستی که داخل خیک ( پوست گوسفند که به صورت کیسه ای دوخته شده ) میریختن و اب اون کم کم خارج شده و سفت میشد , و برای معطر شدنش كاكوتی هم به اون اضافه میكردن…!

۱۵۱- اّش لَخشَک = نوعی اش که رشته های ان با پهنای تقریبی چهار سانت با خمیر درست شده و سبزی اسفناج هم در ان میریزند و با کشک و سیر خورده میشود و بسی خوشمزه است…

۱۵۲- سِنده سِلام = گل مُژه

۱۵۳- اَلپَر = صفتی برای دخترهای ورپریده و اتش بسوزون و …

۱۵۴- اَرده = هر نوع تایر و چزخ

۱۵۵- خَط بازی = لی‌لی که یک نوع بازی بچگانه است

۱۵۷- لُکّه ( کاف مشدد) = گوله

۱۵۸- جای(یای مکسور) = کِناره ؛ نزدیکِ

۱۵۹- هُنا، اُنا، اُناش؛ اُناهاش = برای اشاره به دوری یا نزدیکی

۱۶۰- اُرسی = کفش

۱۶۱- حَووُلی = حیاط

۱۶۲- بَرق bargh = همون دریچه ای که سر راه جوی آب میذارن که راه آب بند بیاد و مسیر آب عوض بشه.

۱۶۳- کالِه = باغچه

۱۶۴- پُفله = تاول

۱۶۵- چُوسی = دستمال کفتربازا

۱۶۶- زینگیچه = آرنج

۱۶۷- مَشَنگ = اسکل و خنگ و نفهم

۱۶۸- کُج (koj) = کجا؟

۱۶۹- هَم زُلف = باجناق

۱۷۰- چَخ چَخ کردن = لاس زدن ؛ گفت و شنود گرم

۱۷۱- شُمال = باد (پنجره ر ببند شمال میه)

۱۷۲- بانوج = نوعی گهواره که با پارچه و طناب برای بچه ها درست میکردن

۱۷۳- تَلخه شُدَن (تلخه رفتن) = حالتی که آدم در اثر تحمل طولانی مدت گرسنگی دیگه میلی به غذا نداره

۱۷۴- شان = به عنوان یک پسوند که واقعا بود و نبودش فرقی ندارد و هنگام نام بردن از شخص ثالث غایبی به انتهای نامش اضافه می شود.(مجید: مجیدشان ، الهام: الهامشان)

۱۷۵- کوندِه بازی = پدرسوختگی ؛ مردرندی

۱۷۶- مُد مُد مُکنه ..؟ = یعنی ماتحتت میخاره …؟

۱۷۷- پُرمُز = نوعی چراغ نفتی بادی قدیمی که برای غذا پختن استفاده میشد

۱۷۸- چاکوش = چکش

۱۷۹- .... = ....

۱۸۰- مایتابه = تابه

۱۸۱- چُرنه = بخشی از قوری که از ان چایی بیرون میریزد

۱۸۲- تَخگاهی = سکویی در اشپزخانه

۱۸۳- دیفال = دیوار

۱۸۴- اِشکاف = کمد

۱۸۵- کُلون = قفل در

۱۸۶- گربه شور = شستن سرسرکی و الکی

۱۸۷- لِنجه =گیر دادن

۱۸۸- پَت = حالت گره خوردن موها در هم (مثال: موهام پَت رفته…!!)

۱۸۹- کُج مِری = کجا میری

۱۹۰- زُلفی = زنجیر در

۱۹۱-... مَشَنگ = خیلی اسکل و نفهم

۱۹۲- اینجه = اینجا

۱۹۳- سوسِلِنگ = دُم جُنبانک

۱۹۴- چارقَد = روسری

۱۹۵- دُوری = بشقاب

۱۹۶- گلکاری= میدانی در شهر که در ان گل کاشته شده باشد

۱۹۷- پلته= فیتیله

۱۹۸- توله نَده = هُل نَده

۱۹۹- کولُوخ = تیکه خاک سفت شده

۲۰۰- پلخمون = وسیله ای که با چوب دوشاخه و لاستیک باریک تیوپ دوچرخه و یه تیکه چرم درست شده و سنگ کوچکی رو داخل چرم اون گذاشته و پرندگان رو شکار میکنن مخصوصا چغك ها رو 

۲۰۱- شُله مشهدی = غذایی سنتی که از حبوبات و گوشت درست میشود و پختن ان خیلی طول کشیده و مهارت خاصی را میلطلبد و یک شله خوب باید شب تا صبح چُمبه بخورد و صبح ان را دم میکنند برای ظهر و در دنیا معروف است به شله مشهدی که با قیمه صرف میشود…!

۲۰۲- چُمبه زَدَن = هم زدن شله با کفگیر بزرگ چوبی

۲۰۳- سِلّه = ابکش چوبی که با شاخه های بوته ای به نام ارغوان بافته میشه

۲۰۴- کَج و کُنجُل = ناقواره

۲۰۵- تَسمه =کمربند

۲۰۶- جَل = پرنده ای شبیه سار

۲۰۷- لوخ = نوعی چوب که برای حصیر بافی استفاده میشه

۲۰۸- سارُق = پارچه ای چهار گوش که میوه یا نان و یا هر چیز دیگه ای رو داخل اون میذاشتن و گره میزدن حمل میکردن

۲۰۹- کَق = نارَس

210_خلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااص= پایان




دیدگاه ها : بچه محل امام رضا
آخرین ویرایش: 26 مرداد 93 12:51